هو الله الذی لا اله الاهو

 

 

 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

بدون تعارف، كتاب نگاهي مدرن به عاشورا را نمي توانيم در چند صفحه توصيف نماييم.

كتابي كه نه تنها بخش عظيمي از تاريخ صدر اسلام را زير ذره بين گذاشته؛ بلكه كاملاً آنها را تحليل نموده است.

نه تنها حوادث را تحليل نموده است؛ بلكه آنها را با حوداث امروزه مقايسه نموده است.

نه تنها حوادث را مقايسه نموده است؛ بلكه محيطي را فراهم نموده است كه ما ما بتوانيم موقعيت خود را تشخيص دهيم.

كتابي كه به بسياري از سوالات ما در مورد عاشورا پاسخ داده است.

كتابي كه در عين برخورداري از قدرت استدلال عالي، از نظر استناد به كُتُب مرجع، مستندترين كتاب شيعه محسوب مي شود.

آري كتابي كه استناد به بيش از850 كتاب نموده، مطمئناً مستندترين كتاب است.

جالب اينجاست كه تمام اين ويژگي ها و مطالب بسيار ديگر، فقط در يك جلد كتاب352 صفحه اي است.

آري شايد بحارالانوار يا الغدير توانسته باشند در همين حدود از كتاب مرجع استفاده نموده باشد؛ اما يادمان باشد كه بحارالانوار110جلد و الغدير11جلدي هستند.

( البته لازم به توضيح است كه بر طبق نظر مولف محترم، استاد حسن شادروان، مجبور بوديم كتاب را در يك جلد تمام كنيم. لذا در هنگام صفحه آرايي، از حواشي صفحات كم كرديم؛ تا كتاب زياد قطور نشود. والا بعد از اتمام صفحه آرايي، وقتي فشرده سازي را حذف نموديم؛ كتاب بيش از720صفحه گشت)

بنابراين چون كتاب نفيس فوق، به اندازه كافي فشرده است؛ ما از نوشتن خلاصه مطالب آن صرفه نظر مي كنيم. فقط چند ماجرا از كتاب را به همراه فهرست منابع و مأخذ آن اثر نفيس در اينجا ذكر مي شود.

اول مقدمه مدرن آن كتاب و شرح آن را خدمتتان عرضه مي داريم. مطمئناً با خواندن همين مقدمه، متوجه خواهيد شد با كتابي كاملاً متفاوت روبرو هستيد.

بسم الله الرحمن الرحيم و ايّاه نستعين

الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا ان هدانا الله و صلى الله علىجميع الانبياء و المرسلين لا سيّما خاتمهم و افضلهم محمد و اهل بيته  الاطيبين سيّما بقية الله ارواح من سواه فداه بهم نتولى  و من اعدائهم نتبرء الى الله

یکی بود یکی نبود؛ غیر از خدا هیچکس نبود. یک روز این خدای خوب، خواست چند تا بنده هم خلق کنه؛ برای اینکه اونو بشناسن و بهش عشق بورزند.

تا وقتی بندهاش با او دوست بودن؛ اونهم با اونها دوست بود. ولی وقتی بعضی بنده­هاش ادا در آوردن و حرف­های خدا رو گوش نکردند؛ اونهم راهش رو کشید و اونها رو ترک کرد.

مدت­ها بود خدا، این بنده­های حرف­نشنو رو ترک کرده بود. فقط گهگاهی با بعضی از آدم خوب­هاشون ارتباطی داشت. قاعدتاً وقتی خدا نبود؛ همون بنده­ها، پشت سرش خیلی حرف­ها می­زدن. حرف­های خوب خوب و حرفهای بد بد. تا اینکه یکی از بنده­هایی که با خدا دوست بود؛ اومد و بعضی حرف­های اونو برای مردم گفت. مردم که از دوری خدا خسته شده بودن؛ حرف­های اون مرد خوب رو پذیرفتن. وقتی مردم حرف­های خدا رو پذیرفتن؛ خدا هم با اونها آشتی کرد.

کم کم یخ­ها آب شد و خدا نزدیک­تر اومد. آنقدر نزدیک، که این بنده­های جدید، اونو به راحتی می­دیدند و صداشو می­شنیدند. آره اونها خدا رو در زندگی خودشون به راحتی لمس می­کردند. اینجا بود که خیلی از مردم دیدند؛ وای این خدا چقدر خوبه!

خدا هم از اینکه می­دید مردم دارن حرف­هاش رو گوش می­کنند؛ خیلی راضی بود و دوباره با اونها دوست شده بود. وقتی خدا با مردم دوست شد؛ مردم دیدن خیلی از حرف­های قدیمی­ها، در مورد خدا غلط بود. دیدن خدا اونی نبود که قدیمی­ها می­گفتن.

کم کم مردم دیدند که باید بعضی حرف­های قدیمی­ها رو بریزن دور. آخه حرف­های اونها، با خدایی که الان می­دیدن و حالا می­شناختن؛ خیلی فرق داشت.  آره امروزی­ها دیدند خدای امروز، در ریاضی نمرة بیست می­گیره؛ اما خدای قدیمی­­ها حتی در انضباط نیز نمره­اش صفر بود!!!

آره مردم امروز، به این نتیجه رسیدن که باید چشم­­های خود را بشویند و نگاهی جدید به خدا بیندازند. به همین علت بود که کتاب نگاهی مدرن به عاشورا نوشته شد.

*****************************

هرچند شاید بسیار عجیب باشد که نقطه آغازین یک کتاب تحقیقی سنگین، با داستانی بسیار ساده شروع شود؛ اما با چه زباني مي­توان گفت جهالت و تعصّب گذشتگان ما، چه جفايي به خدا، رسول، اسلام و در يک کلام به انسانيّت نمود؛ مگر به زبان داستان؟[1]

آري مگر مي­شود بدون استمداد از زبان داستان، عمق فاجعه را رساند؟

از يک سو می­شنیدیم طعنة­ غرب­زده­هاي احمق، که اسلام را کهنه و نخ­نما مي­خوانند؛ و از سوي ديگر می­دیدیم متحجران کم­شعوری که واقعاً نمي­دانند چه کسی را مي­پرستند و چه اعمالي انجام مي­دهند و براي چه؟ تمام اين اختلافات در آخرين دين الهي، بخاطر جهالت گذشتگان ما بود؛ و هم اکنون بايد تنفّس در وادي­هاي نو را نيز تجربه نماييم.

آن وادي­هايي که مسلمان آن، متحجر و نوانديش آن، غرب­زده نباشد.

ما بايد اين سرزمين مبارک و ميمون را هرچه سريعتر فتح نماييم؛ زیرا امروزه ما، شديداً به اين مکان­هاي مبارک محتاجيم. چون دشمن در دهه اخير، همه منتقدان و نوانديشان، را بي­دين و غرب­زده و همة مسلمانان معتقد، را جمعي احمق و مُنگل و عقب­افتاده ذهني معرفي نموده است.

در همین راستا، کلمه مدرن را که از ادبیات دینی قهر کرده بود؛ دوباره به کُتُب اسلامی فراخواندیم و آن را در صدر عنوان کتاب خویش قرار دادیم.

باشد تا دیگر عزیزانی که درد دین دارند؛ از این کلمات زیبا، بیشتر استفاده نمایند.

ان شاءالله اين مقدمه داستان­گونه کوتاه، توانسته باشد گوشه­هايي اندک، از عمق مصيبتي که بر انسان و انسانيّت تحميل شده؛ را بيان نمايد. در حقيقت بسياري از مطالب اين مقدمه کوتاه، در متن کتاب مستدّل خواهند شد. خوانندة محترم بعد از مطالعه کتاب، خواهد دانست بهترين نوع انتخاب، براي دردي که مي­کشيم؛ زبان داستان است. اما بقول ملاي روم:

اي برادر، قصه چون پيمانه­ايست         معني اندر وي، مثال دانه­ايست

دانـة مـعـنـا بگيـرد مـرغ عـقـل        ننگـرد پيمانه را، گر گشت نقل[2]

حال بياييم و معاني نهفته در همين پيمانه کوچک را پيدا نماييم.

آری می­خواهیم نگاهي مدرن، به مقدمه داستان­گونه خويش بيندازيم و ببينيم در پيمانه­ای کوچک نيز امکان دارد معاني ژرفي نهفته باشد.[3]پس به تلميح­هاي پيمانة کوچک خود اشاره کنیم.

يکي بود تلميحي به آية کريمه: قل هو الله احد

يکي نبود اشاره­اي دارد به اينکه يکتا و واحد بودن خداوند، يک بمعنای عددي نيست.

امیربيان در نهج­البلاغه به همین نکته، این چنین اشاره مي­فرمايند: واحد بلا تأويل عدد[4] و در موضعي ديگر فرموده­اند: واحد لا بعدد[5]  

پس يکي بود؛ يکي نبود را چنين معنا نماييم: خداوند يکتاست، اما نه در معنای ریاضی آن.

غير از خدا هيچکس نبود . عن الامام الکاظم صلوات الله عليه انه قال: ان الله تبارک و تعالى لم يزل بلا زمان و لا مکان و هو الان کما کان، لا يخلو منه مکان و لا يشغل به مکان و لا يحل في مکان.[6]

قال جعفر الصادق صلوات الله عليه: من زعم ان الله في شئ او من شئ او على شئ فقد اشرک. اذ لو في شئ لکان محصورا و لو کان على شئ لکان محمولا و لو کان من شئ لکان محدثا.[7]

عن ابي ابراهيم صلوات الله عليه: ان الله تبارک و تعالي لم يزل، بلا زمان و لا مکان و هو الان کماکان[8]

بعد از اين افاضات که از ناحية مقدسه ابواب علوم نبوي صادر شده؛ مي­بينيم عرفا و بزرگان، مطالبي در همين رابطه فرموده­اند:

قال محمدبن محبوب خادم ابي­عثمان المغربي: قال لي ابوعثمان المغربي يوماً يا محمد، لو قال لک قائل اين معبودک؟ أيش تقول؟ قلت: اقول حيث لم يزل.

قال: فان قال فأين کان في الازل أيش تقول؟ قلت: حيث هو الان يعني انه کان و لا مکان فهو الان کماکان. قال: فارتضى ذلک مني و نزع قميصه و اعطانه[9]

آري مي­بينيم تمام بزرگان علم و عرفان، خوشه­چين معارف اهل بيتصلوات الله عليهم اجمعين هستند. و اين جملة پر معنا و ژرف الان کما کان عيناً در روايات معصومين ما درج شده بود.

پس بايد بگوييم: غير از خدا هيچکس نبود و الان کماکان

يک روز اين خداي خوب خواست چند تا بنده هم خلق کنه؛ تا اونو بشناسن و بهش عشق بورزند.

تلميحي به حديث قدسي: کنت کنزاً مخفياً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لأن اعرف[10]

در قرآن کريم فرموده: ما خلقت الجن و الانس؛ الا ليعبدون پس راه کسب معرفت، عبوديّت و اطاعت از اوست. و اتقوا الله و يعلمکم الله[11]

تا وقتي که بندهاش با او دوست بودن؛ اونهم با اونها دوست بود.

خداوند در آيات فراواني اين همراهي دو طرفه را تذکر داده. فأذکروني، اذکرکم واشکروا لي ولا تکفرون[12] یا لأن شکرتم لأزيدنکم[13] و يا فرموده: انا جليس من ذکرني[14]

ولي وقتي بعضي بنده­هاش ادا در آوردن و حرف­­هاي خدا رو گوش نکردند؛ اونهم راهش رو کشيد؛ رفت و اونها رو ترک کرد.

تلميحي به آية کريمه نسوا الله فنسيهم.[15] بزرگان در اين مورد فرموده­اند: المراد من النسيان؛ الترک[16]

(نسواالله) ترکوا ( فنسيهم) يريد به ترکهم من ثوابه[17]

مدت­­ها بود که خدا، اين بنده­هاشو ترک کرده بود. فاليوم ننساهم کما نسوا لقاء يومهم هذا[18]

فالمراد بالناسي، التارک. سواء کان عن ذهول، ام لا.[19]

پس خدا نيز بندگان خود را ترک خواهد نمود؛ اما ترک عنايت.

فقط گهگاهي با بعضي از خوبهاشون ارتباطي داشت تلمیحی به کریمة:إذ نادی ربّه ندآءً خفياً[20]

وقتي خدا اونها رو ترک کرد؛ پشت سرش خيلي حرف­ها ­زدن. حرف­هاي خوب خوب و حرفهاي بد بد.

خداوند در قرآن، به اين نکته اشاره­ها فرموده: فمن افتری علی الله الکذب من بعد ذٰلک فأولئک هم الظالمون[21] و یا و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بأياته لا يفلح الظالمون[22]فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا ليضل الناس بغير علم ان الله لا يهدی قوم الظالمين[23]و من الناس من يجادل في الله بغير علم و يتبع کل شيطان مريد[24]و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم و يتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهين[25]

اين آيه، طبق تفسير اهل­بيت صلوات الله عليهم اجمعين در مورد حرمت غنا بکار مي­رود. اما خواهیم دید بسياري از احاديث توحيدي ابوهريره، درجة غنايي بالاتر از موزيک­هاي مبتذل غربی دارند!!

تا اينکه يکي از بنده­هايي که با خدا دوست بود؛ اومد بعضي حرفهاي اونو براي مردم گفت. و جاء رجل من أقصی المدينة قال يا قوم اتبعوا المرسلين [26]

مردم که از دوري خدا خسته شده بودن؛ اشاره به: ومن اعرض عن ذکري فأن له معيشة ضنکا [27]

حرف­هاي اون مرد خوب رو پذيرفتن. پاسخ مثبت ملت ایران، به دعوت الهی امام خمینیسلام الله عليه را باید تلميحي به آيات کريمة بسياري در قرآن دانست: ان تنصروا الله ينصرکم.[28] و یا ذٰلک بان الله لم يک مغيرا نعمة انعمها علي قوم حتي يغيروا ما بانفسهم و ان الله سميع عليم.[29] و یا ان الله لايغير ما بقوم حتي لا يغيروا ما بانفسهم.[30]

وقتي مردم حرف­هاي خدا رو پذيرفتن؛ خدا هم با اونها آشتي کرد. يواش يواش يخ­ها آب شد و خدا نزديک­تر اومد. اينجا بود که خيلي از مردم ديدن؛ واي اين خدا چقدر خوبه.

واذا سألک عبادي عني فأني قريب اجيب دعوة داع اذا دعان فليستجيبوا لي و ليومنوا بي لعلهم يرشدون[31]

خدا هم از اينکه مي­ديد مردم حرفهاش رو گوش مي­کنند؛ خيلي راضي بود و با اونها دوست شد.

لاتجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخر يوادّون من حادّالله و رسوله و لو کانوا آباءهم او ابناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم أولئک کتب في قلوبهم ألإيمان و ايّدهم بروح منه و يدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها رضي الله عنهم و رضوا عنه أولئک حزب الله ألا إنّ حزب الله هم المفلحون[32]

آره خدا با مردم دوست شد. خداوند در آيات بسياري محبوبان خود را بر شمرده:

ان الله يحب المحسنين[33] ان الله يحب التوابين[34] ان الله يحب المتقين[35] و......

البته در آیاتی دیگر هم فرموده چه کسانی را دوست ندارد:

ان الله لايحب الظالمين[36] ان الله لايحب من کان خوانا اثيما[37] ان الله لايحب المعتدين[38]و......

در اينجا مردم ديدن خيلي از حرفهاي قديمي­ها در مورد خدا غلط بود. ديدن خدا اوني نبود که قديمي­ها مي­گفتن. خلاصه همه خوشحال بودن؛ هم خدا و هم مردم. يواش يواش مردم ديدن که بايد بعضي حرفهاي قديمي­ها رو بريزن دور.

کلام ضدتقلید کورکورانه در قرآن کریم بسیار زیاد است. خداوند متعال در آیات بسیاری، تقلید از رسوم و اعتقادات غلط پدران را نکوهش نموده است و شدیدترین تعابیر را در مورد افرادی که بدون تفکّر، به اعتقادات غلط پدرانشان ایمان می­آورند؛ بکار برده است.

قالوا وجدنا آباءنا لها عابدين قال لقد کنتم انتم و آباءکم فی ضلال مبين[39]

و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه أباءنا او لو کان آباوءهم لا يعقلون شئيا و لا يهتدون و مثل الذين کفروا کمثل الذي ينعق بما لا يسمع الا دعا و ندا صم بکم عمي فهم لا يعقلون[40]

آخه حرف­هاي اونها، با خدايي که مي­ديدن و حالا مي­شناختن؛ خيلي فرق داشت. آره مردم به اين نتيجه رسيدن باید راه پدران خودشون رو اصلاح نمایند؛ تا اینکه دوباره خدا از اونها ناراحت نشه. آخه پدرانشون راه رو درست نرفتند. قال اولو جئتکم باهدی مما وجدتم عليه اباءکم [41] 

آره امروزی­ها دیدند خدای امروز، در ریاضی نمرة بیست می­گیره؛

علاوه بر گواهی عقل، خداوند نیز بارها، به ما یادآوری نموده که در عالم خلقت، همة نکات ریز نیز محاسبه شده­اند. بعبارتی مهندسی نظام خلقت، کاملاً دقیق است: و کل شئ عنده بمقدار[42]

اما خدای قدیمی­­ها حتی در انضباط نیز نمره­اش صفر بود!! این نکته در طول کتاب مبرهن خواهد شد.

از طرفی اگه بی­لیاقتی اونها ثابت می­شد؛ خدا با بندگان دیگرش طرح دوستی می­ریخت.

يا ايها الذين امنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم و يحبونه، اذلة علی المؤمنين اعزة علی الکافرين يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومة لائم ذلک فضل الله يؤتي من يشاء والله واسع عليم[43]

آری اون­ها به این نتیجه رسیدند ؛ چشم­ها را باید شست، جور دیگر باید دید و در همین رابطه بود که کتاب نگاهی مدرن به عاشورا نوشته شد.


 

[1] البته تعابیر تند این کتاب، هرگز به معنای نفی خدمات بزرگان گذشته نیست. ولی باید دانست گرچه معدودی از بزرگان سابق بودند که با خدمات خود، اسلام را به ما رساندند؛ اما عده­ای از بزرگ نمایان کوچک (افرادی که ادعای علم داشتند، اما مغز آنها کوچک بود) با نوشتن مطالب غلط، توده جاهل مردم را دچار جهل مرکب نمودند؛ ولذا این آخرین دین الهی و آسمانی، از جاده خود منحرف گردید. 

[2] مثنوی معنوی1/451

[3]خوانندگان محترم نیز با دقت در همین نگاه مدرن ما به مقدمه ساده کتاب، متوجه خواهند شد نگاه مدرنی که در این کتاب از آن نام می­بریم؛ امکان دارد در آن مورد خاص، اغلب ذهنیّات قبلی ما را دگرگون نماید. انشاءالله این کتاب بتواند در ذهنیّات قبلی خوانندگانش، تغییری مثبت ایجاد نماید. آمين يا رب العالمين

 [4]نهج البلاغه خطبه152

 [5]خطبه 185

 [6]شرح الاسماء الحسني26/1

 [7]التوفيق الربانّي 167

 [8]بحارالانوار285/54

 [9]التوفيق الربانّي 168

[10]رسائل الکرکی159/3و شرح اصول کافی مولی محمد صالح مازندرانی22/1

[11] سوره بقره/آیه282

[12] سوره بقره/آیه152

[13] سوره ابراهیم/آیه7

[14] قال موسی: يارب ابعيد انت منی فأناديک؛ ام قريب فأناجيک؟ فأوحی الله إليه انا جليس من ذکرنی. حبل المتین33؛ کافی2/496؛ من لایحضر الفقیه1/29؛ توحید182؛ عدة الداعی235

[15]سوره توبه/آیه67

[16] الجوهر النقي330/2

[17] تصحيح اعتقادات الاماميه39

[18]سوره اعراف/آیه51

[19]نيل الاوطار13/1

[20] سوره مریم/آیه3

[21]سوره آل­عمران/آیه94

[22] سوره انعام/آیه21

[23] سوره انعام/آیه144

[24] سوره حجّ/آیه3

[25] سوره لقمان/آیه6

[26] سوره یس/آیه20

[27] سوره طه/آیه124

[28] سوره محمد/آیه7

[29] سوره انفال/آیه53

[30] سوره رعد/آیه11

[31]سوره بقره/آیه186

[32] سوره مجادله/آیه22

[33] سوره بقره/آیه195

[34] سوره بقره/آیه222

[35] سوره آل­عمران/آیه76

[36] سوره آل­عمران/آیه 140

[37] سوره آل­عمران/آیه 107

[38] سوره مائده/آیه87

[39] سوره انبیاء/آیات53و54

[40]سوره بقره/ آيات 170و171

[41] سوره زخرف/آیه24

[42] سوره رعد/آیه8

[43] سوره مائده/آیه54

آري وقتي بتوان از لابلاي يك داستان بسيار كوتاه و ساده؛ اينگونه معارف عميقي را استخراج نمود؛ بديهي است از حماسه عاشورا مي توان تمامي معادلات سياسي و نظامي جهان معاصر را بيرون كشيد. بشرط اينكه از نگاه عوامانه و قشري به معارف بپرهيزيم.

حال به يك نمونه از نگاه قشري و بلكه احمقانه بخشي از مسلمانان دوران معاويه توجه بفرماييد.

آری وقتی علماء و دانشمندان یک گروه، به آن حرف­ها معتقد باشند؛ شما نگاه کنید در شوره­زار اذهان منحرف مردم جاهل آن زمان، چه مطالبی نقش بسته بود.

در جریان فتح خیبر، یکی از غنایمی که نصیب پیامبر گردید، یک الاغ بود. وقتی الاغ به محضر پیامبر رسید؛ شروع به تکلّم نمود. الاغ گفت: اجداد من تا شصت پشت، همه الاغ پیامبران بوده­اند. من هم منتظر بودم تا شما ظهور نمایی و الاغ شما باشم. من بارها صاحب یهودی خود را بر زمین می­زدم؛ زیرا بر پشت ما نباید جز پیامبران سوار شوند. پیامبر گفت: من نام تو را یعفور می­گذارم. بعد پرسید: آیا زن می­خواهی؟ یعفور گفت: نه.

خلاصه این یعفور در خدمت پیامبر بود و هر زمان پیامبر با فردی کار داشت؛ این یعفور درب خانه او رفته، سر خود را به درب خانه می­کوبید. وقتی صاحبخانه می­آمد؛ به او می­گفت: پیامبر با تو کار دارد.[1]

خوب چگونه می­توان به حقانیّت این فرد ایمان آورد؟؟ چگونه می­توان پیرو و مرید فردی شد که یک الاغ، فریبش داد؟ مگر این فرد نمی­دانست از زمان زندگی حضرت عیسی تا آن زمان، حدّاقل پانصد سال می­گذرد و عمر یک الاغ معمولاً بیش از بیست سال نیست؟

آیا این فرد نمی­بایست از الاغ بپرسد: پدر، جدّ و جدّ پدر تو، الاغ کدام پیامبر بوده­اند؟

آیا اولین سؤال او می­بایست این باشد: زن می­خواهی؟؟[2]

 

وقتی به این اراجیف اعتراض کنی؛ بلافاصله عده­ای قیافه حق به جانب گرفته، می­گویند: شما هنوز خدا را درست نشناخته­اید! آیا فکر می­کنید خداوند نمی­تواند اینگونه معجزاتی داشته باشد؟ آیا این معجزات از قدرت خداوند بعید است؟

اینها گویی از صفات خدا، فقط صفت قدرت را شناخته­اند.

در حالیکه خداوند متعال، علاوه بر قدرت، صفات دیگری مانند حکمت و علم نیز دارد. پس این اعمال از حیطه قدرت الهی خارج نیستند؛ اما در حکمت الهی نمی­گنجد که اینگونه اعمال سخیفی و نامعقولی را بعنوان معجزه تحویل مردم دهد.


 

[1] الخرائج و الجرائح1/42؛ بحارالانوار16/100و17/404؛ الغدیر11/107نویسندگان شیعه این سه کتاب، حدیث را از منابع عامه نقل، و ردّ کرده­اند. این کُتُب اهل­تسنن نیز آن ماجرا را ردّ نموده­اند. لسان­المیزان5/376؛ البدایة­و­النهایة6/167؛ الموضوعات1/294؛ ابن­جوزی در ذیل آن آورده: هذا حديث موضوع فلعن الله واضعه لم يقصد الا القدح فی الاسلام و الدستهزاء به. اما باید با ایشان گفت: آقای ابن­جوزی! وقتی دانشمندی لعن بر معاویه را دعا بداند؛ از توده مردم چه انتظاری دارید؟ آری از ماست که بر ماست

[2] وقتی در اغلب کُتُب تاریخی سیر می­کنیم؛ بطرز وحشتناکی می­بینیم دست­هایی شوم و کثیف قصد دارند پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله را انسانی شهوانی بدانند.

 

حال به نمونه اي كوتاه از تطابق تاريخ صدر اسلام و قرن معاصر توجه نماييد.

 آنها برای تحت تسلط قرار دادن عقل؛ از قوة تخیّل استفاده کردند. آری مهمترین وجه مشترک رسانه­های تصویری غرب، دو چیز است.

1.        سکس و ابتذال

2.        خشونت و کشتار

این دو فاکتور آنچنان در سینما و تلویزیون غرب جای خود را باز کرده، که اگر یک فیلمی فاقد این دو فاکتور باشد؛ عملاً نمی­تواند به فروش خوبی دست پیدا کند.

حال ببینیم آیا استفاده صهیونیسم بین­الملل از این دو عامل، آگاهانه بوده یا خیر؟

اول به عامل سکس می­پردازیم.

خصوصیت بارز سکس، این است که انسان را بسوی خیال­پردازی سوق می­دهد.

یعنی انسان با دیدن صحنه­های محرّک، در واقع به عالم تخیّل وارد می­شود. او با تخیّل و تصوّر اینکه در صحنه حضور دارد؛ خود را ارضاء می­کند. انسان اگر خود را در عالم تخیّل نتواند در صحنه ببیند و لذّت ببرد؛ دیدن عکس و فیلم مبتذل، چه لذّتی می­تواند داشته باشد؟

آری دیدن بدن عریان انسان، نه تنها لذّت­آور نیست؛ بلکه چندش­آور است. مگر اینکه انسان در عالم تخیّل، بتواند از فرد مورد مشاهده؛ کام دل بگیرد و خود را ارضاء نماید!! وقتی انسان در حدّ افراط، از قوة تخیّل خود استفاده بی­مورد نمود؛ عملاً قوة بسیار مفید و فعّال تخیّل را جانشین قوة عقل خویش می­سازد.

در نتیجه همان مسئله­ای اتفاق می­افتد که معاویهلعنة الله عليه بدنبال آن بود!!

وقتي كتاب با مسئولان نظام ديني معاصر خطاب مي كند؛ اينگونه بي پروا از آنها مي خواهد كه مواظب موقعيت و مسئوليت خود باشند.

خلاصه دولت و قوه مجریه باید بداند که سردمدار گران فروشی و تورم شدن؛ باعث از دست دادن پشتیبانی مردم خواهد شد. اینکه گران­فروش­ترین فروشنده، دولت باشد؛ هیچ افتخاری ندارد. تنها ثمرة این نوع کارها از طرف دولت، این است که صاحبان مردمی­ترین انقلاب، و وارثان خون حسین صلوات الله عليه را ناامید خواهد ساخت.

بدون تعارف عرض می­کنم: اگر دولت نخواهد این روش خود را تغییر دهد؛ باید جای خود را در صحرای محشر، در صف ابن­زیادلعنة الله عليه جستجو نماید. زیرا ابن­زیاد لعنة الله عليه نقش مهم و کلیدی، در دلسرد کردن مردم از امام حسین صلوات الله عليه داشت.

از طرفی ما معتقدیم خون­بهای امام حسین صلوات الله عليه  برپایی حکومت دینی است.

حال اگر این حکومت دینی، دائم دست خود را در جیب مردم بکند؛ و در عوض صندوق ذخیره ارزی را بدون جهت فربه کند؛ باید به دنبال ملتی دیگر و امّتی دیگر باشد. البته صندوق ذخیره ارزی عملی بسیار عاقلانه بوده و هست؛ اما مهم این است که دولت باید بداند چه مسئله­ای اصالت دارد و کدام اعتباری است. مردم مجبورند برای سوخت و اصولاً حامل­های انرژی و دیگر اموری که تولید آنها انحصاراً در دست دولت است؛ پول بیشتر بدهند. دولت هم کسر بودجه خود را تأمین می­کند. اما به چه قیمتی؟

این را بدانیم که در اسلام و حکومت دینی، اصالت با هدایت مردم و پشتیبانی آنها از حکومت است. اگر هدایت مردم درست صورت بگیرد؛ پشتیبانی آنها از حکومت دینی امری بدیهی است. اما اگر دولت را ملت جدا بدانیم؛ حتی در سازندگی کشور نیز موفق نخواهیم بود؛ زیرا مأموران و کارمندان دولت، بخشی از ملت هستند. خداوند تعالی، بنده صالح­اش حضرت امام خمینی سلام الله عليه را قرین رحمت نماید؛ که فرمود: دولت و ملت از هم جدا نیستند.

واقعاً هنگامی که در نظرات و بیانات این مرد دقت می­کنیم؛ دریایی از تجربه تلخ امت صدر اسلام را بوضوح می­بینیم.

در زمان دفاع مقدس؛ ملت ایران باور کرده بودند که همه کاره مملکت، خودشان هستند. در نتیجه طولانی­ترین جنگ تاریخ معاصر را با سربلندی پشت سر گذاشتند. تمام دنیا پشت سر صدام ملعون بود؛ اما ملت ایران با توکل بر خدا مردانه ایستاد.

نفت بشکه­ای3 یا4 دلار فروش می­رفت. اغلب آن هم هزینه جبهه می­شد، ولی مردم در صحنه بودند. زیرا خودشان را از مسئولین جدا نمی­دانستند؛ مسئولین نیز تقوا را رعایت می­کردند و خداوند نیز برکات خود را نازل می­فرمود. اما اکنون چی؟ درآمدهای مملکت بیش از10 برابر شده، ولی ملت افسوس دوران جنگ را می­خورند!

بنظر حقیر هر فردی که در نظام دینی مسئولیت می پذیرد، باید این حدیث نبوی را حفظ نماید و در دفتر خود آن را نصب نماید: من تولی من امور المؤمنين شيئا فاستعمل عليهم رجلا و هو يعلم ان فيهم من هو، اولی بذلک و اعلم بکتاب الله و سنته، فقد خان الله و رسوله و جميع المؤمنين[1]

هر مسئولی در حکومت اسلامی، اگر فردی را به منصبی بگمارد؛ در حالیکه می­داند از این فرد، شایسته تر هم وجود دارد؛ به خداوند و و رسول و تمام مومنین خیانت کرده است.

[1] الغدیر6/281؛ مجمع الزوائد5/211؛ المعجم الکبیر11/93؛ نصب الراية5/38؛ اعانة الطالبین4/241؛ المبسوط1/172و16/109؛ بدائع الصنایع1/228؛ البحر الرائق6/443؛ حاشیة رد المختار5/503؛ سبل السلام4/117؛ التعجب14؛ الطرائف243؛ بحار النوار30/705؛ مکاتیب الرسول2/625؛ میزان الحکمة4/6392؛ السنن الکبری( بیهقی)10/118؛ الجامع الصغیر2/567؛ العهود المحمدية789؛ کنز العمال6/25و 16/89؛ الضعفاء العقیلی1/248؛ الکامل2/352؛ تاریخ بغداد6/74؛ تاریخ مدینة دمشق53/256؛ النصائح الکافیة61؛ الامام علی(ع) فی آراء الخلفاء12؛ البته در کنز العمال5/760 حدیثی نقل شده که: اگر فردی را بر اساس دوستی یا نزدیکی مودة أو قرابة» يا همان پارتی بازی خودمان) به کار بگمارد به خدا و رسول و ومومنان خیانت کرده است.

 

وقتي از مردم مي خواهد كه هوشيار باشند و از دست آورد خود كه حاصل خون صدها هزار شهيد است دفاع نمايند؛ اينگونه مي گويد:

آری مهمترین بخش کتاب را در این نکته می­دانم که ما بتوانیم اندکی با خود خلوت کرده، مسیر خودمان را ترسیم نماییم. یعنی در برخورد با حکومت دینی امروز، ما چه موضعی داریم و علت این موضع­گیری چیست؟

آیا ما شناختی از حکومت دینی داریم؟ آیا می­دانیم حکومت دینی برای معتقدان و پیروانش چه تدابیری اندیشیده است؟ آیا نقش انسان­ها را فقط در زندگی دنیایی می­دانیم؛ یا معتقدیم حتی آخرت بندگان و عاشقان خدا، در همین دنیا ساخته می­شود؟[1]

شاید عده­ای از عزیزان اشکال کند: آیا شما جمهوری اسلامی را با حکومت مهدی صلوات الله عليه مقایسه می­کنید؟ ما با این نظام مخالفیم؛ اما والله حاضریم در رکاب امام زمان صلوات الله عليه تا آخرین قطرة خون، بجنگیم. در آخر هم ما را بنوازند که: نویسنده کتاب مزدور رژیم است.

باید به این عزیزان عرض کنیم: شما عزیزان باید یکبار دیگر، مطالب کتاب را مطالعه بفرمایید. زیرا مطالعه اول شما، عمیق نبود.

برادران و خواهران گرامی! علت­های انحراف را بررسی فرمایید. راههای عوام فریبی را دقت نمایید. افرادی که لغزیدند را زیر نظر بگیرید. شعار سوءاستفاده کنندگان را دوباره نگاه کنید. علت اهمیّت جمهوری اسلامی ایران را دوباره مطالعه نمایید. شعار یاران امام زمانصلوات الله عليه را دقت فرمایید.

از یکسو نوع برخورد ما با مسئولان، و از سویی دیگر نگاه ما به مردم شریف ایران را بنگرید. چرا خود را فریب بدهیم؟ چرا مهدی فاطمه صلوات الله عليهما را دوباره دعوت می­کنیم؟ اگر وعده ما، برای آینده­ای نامعلوم است که: والله حاضریم در رکاب امام زمان صلوات الله عليه تا آخرین قطرة خون، بجنگیم. اما کسانی در گذشته لغزیدند؛ که حرف آنها بر گذشته پرافتخارشان بود.

یعنی اگر ما وعده آینده را می­دهیم که خواهیم جنگید؛ افرادی مانند زبیر، طلحه و سعد ابی­ وقاص و.... جنگاوری خود را عملاً اثبات کرده بودند. آنها هرگز به علی صلوات الله عليه عرض نکردند:

خودت را با محمدصلي الله عليه و آله مقایسه نکن؛ والله اگر یک محمد صلي الله عليه و آله دیگر بیاید؛ تا آخرین قطرة خون خواهیم جنگید!!

آری آنها درس را خوب یاد نگرفته بودند؛ بلکه فقط شیفتة معلم شده بودند. حضور آنها در مدرسة اسلام، بخاطر معلم بود؛ نه درس. تعالیم معلم را یاد نمی­گرفتند؛ فقط از نحوه برخوردش لذّت می­بردند.

وقتی معلم در کلاس حاضر نشد؛ آنها دوباره در کوچه و پس کوچه­های جاهلیّت، شروع به خاک­بازی کردند! آری وقتی قرار شد در جلسه امتحان بنشینند؛ بسیاری مانند بُز اخفش، فقط سر تکان می­دادند و از بصیرت خالی بودند.

عزیزان! معلم مهم است؛ اما مهمتر درس است. چرا دقت نمی­کنیم؟

[1] باز هم تأکید می­کنیم که ملاک اعتقاد زبانی نیست؛ مهم این است که باور قلبی و اعتقاد قطعی داشته باشیم. یعنی اگر در جایی حق ما ادا نشد؛ این اعتقاد را داشته باشیم که خداوند متعال این جفای بندگان خویش را جبران خواهد نمود.

با  ذكر ماجرايي از اول مظلوم تاريخ امام علي صلوات الله عليه اين معرفي نامه را تمام مي كنيم. اما مي گوييم كه مطالعه اين كتاب براي تمام شيعيان و بلكه مسلمانان امري ضروري است.

مشخصه اصلی علیصلوات الله عليه فقط خشکی نان جوین و کفش وصله­دارش نیست. در مسائل اجتماعی و رعایت اصل دین و بقای آن در جامعه نیز هیچکس نه تنها توان همراهی علیصلوات الله عليه را ندارد؛ بلکه توان درکش هم برای ما متصور نیست.

انسان در هنگام مواجهه با این مسائل، می­فهمد چقدر باید برای حکومت دینی مایه بگذارد! اصلاً این واقعه، آنقدر واضح، درس­آموز، افتخارآفرین[1] و دردناک هست، که احتیاج به توضیح نداشته باشد. ابن ابی الحدید از قول زبیر ابن بکار در کتاب الموفقیات، نقل می­کند:

عثمان در گرمای نیمروز، بسراغ من فرستاد. من لباس پوشیده، نزد او رفتم. هنگامی وارد شدم؛ بر تخت نشسته بود و ترکه­ای در دست داشت و مال فراوانی به صورت دو کپه زر و سیم، در برابر او بود.

گفت: اینها را بردار و شکم خود را سیر کن؛ که جان مرا آتش زدی!

گفتم: صله رحم کردی؛ اگر مال خود تست که به ارث برده­ای، و یا کسی به تو داده، و یا از راه کسب و تجارت به دست آورده­ای؛ از دو حال بیرون نیست.

یا اینکه من می­گیرم و شکر آن بجا می­آورم. یا همه را می­گیرم و به زحمت می­افتم.

و اگر مال خداست و حق مسلمانان و یتیمان و در راه ماندگان در آن است؛ پس به خدا سوگند که حق نداری به من ببخشی و من هم حق ندارم بستانم.

عثمان گفت: به خدا که هیچگاه زیر بار نمی­روی! آنگاه برخاست و با چوب­دستی و ترکه­اش بر من زد.

و به خدا که من دست او را باز نگرداندم؛ تا هر چه خواست؛ زد و نظر خود را تأمین نمود.

من هم لباس خود را پوشیدم و به منزل بازگشتم.[2]

و سيعلم الذين ظلموا أی منقلب ينقلبون

[1] چون بعضی از احمق­های بازمانده از لشکر معاویه، شیعه را عامل تفرقه در اسلام می­دانند. ببینند که آستانه تحمل اولیای الهی چقدر بود.

[2] شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید9/16؛ بحار الانوار31/452؛ الموفقیات612؛ الامام علی(ع)731

 

فهرست منابع و مأخذ كتاب نگاهي مدرن به عاشورا (البته به كتابهايي كه از چندين جلد آنها استفاده شده؛ يك شماره بيشتر اختصاص نيافته)

1)        ابوهریرة.................... علامه سید شرف الدین

2)        ابوهریره و احادیث ساختگی..سید شرف الدین

3)        آثار المدینه.................................عبدالقدوس

4)        اجوبة مسائل جارالله...............سید شرف الدین

5)        احادیث ام­­المؤمنین عایشه1,2,3..علامه عسکری

6)        احکام الجنائز....................................الألبانی

7)        احکام القرآن1,3.............................الجصاص

8)        اربعین...........................................الماحوزی

9)        ارواء الغلیل1,6,7.............................الآلبانی

10)     اسباب نزول الآیات ..........واحدی نیشابوری

11)     اسدالغابة1,2,5,3...............................ابن اثیر

12)     اشارات3......................................ابوعلی سینا

13)     اصدق الاخبار1,3..................سیدمحسن امین

14)     اصول السرخسی2...................ابوبکر سرخسی

15)     اضواء­علی السنة­المحمديه ...................ابو ریه

16)     اضواءعلی الصحیحین..........................نجمی

17)     اعانة الطالبین4......................البکری الدمیاطی

18)     اعلام النساء13......................عمر رضا کحاله

19)     اعلام الوری باعلام الهدی..................طبرسی

20)     اعیان الشیعة7........................سید محسن امین

21)     اقبال الاعمال2...................سید ابن طاووس

22)     اکمال الکمال2,7............................ابن ماکولا

23)     الاحاد و المثانی3............................الضحاک

24)     الاحتجاج2؛1..................................طبرسی

25)     الاحکام السلطانیه....................قاضی ابویعلی

26)     الاحکام2,4,5.................................ابن حزم

27)     الاخبار الطوال.................................دینوری

28)     الادب المفرد.....................................بخاری

29)     الاذکار النوویة.....................................نووی

30)     الاربعین........................................الماحوزی

31)     الاربعین................................محمد طاهر قمی

32)     الارشاد2.......................................شیخ مفید

33)     الاستبصار3..................................شیخ طوسی

34)     الاستیعاب1,2............................ابن عبد البر

35)     الاصابة1,2,3,4,7,8.......................ابن حجر

36)     الاعلام3,5,8....................................الزرکلی

37)     الأم1,5,7..........................................شافعی

38)     الامالی الحافظ.................... ابونعیم اصبهانی

39)     الامالی.......................................شیخ طوسی

40)     الامالی......................................شیخ صدوق

41)    الامام الصادق..................عبدالحلیم جندی

42)     الامام علی فی آراء خلفاء........فقیه ایمانی

43)     الامام علی.......................رحمانی همدانی

44)     الامامة و السیاسة 1.........................دینوری

45)     الانساب2,5...................................السمعانی

46)     الانوار العلویة.....................................نقدی

47)     الایضاح..............................فضل بن شاذان

48)     البحر الرائق6.....................ابن نجیم مصری

49)     البدایة­و­النهایة2,3,4,5,6,7,8,9.............ابن­کثیر

50)     البرهان1.......................................زرکشی

51)     البصائر59........................رستگار جویباری

52)     التاریخ الکبیر4,9..............................بخاری

53)     التبیان فی آداب حملة القرآن.............نووی

54)     التحفة السنیة...........................سید جزایری

55)     الترغیب و الترهیب3.........................منذری

56)     التعجب........................................کراجکی

57)     التهذيب التهذيب8........................ابن حجر

58)     التوحید...................................شیخ صدوق

59)     التوفيق الربانّي.....................جمعی از علماء

60)     الثقات1,2......................................ابن حبان

61)     الثمر الدانی....................................الازهری

62)     الجامع الصغیر1,2.............................طبرانی

63)     الجدید7...............................سبزواری نجفی

64)     الجرح و التعديل 9...............................رازی

65)     الجمل...........................................شیخ مفید

66)     الجوهر النقي2.............................. الماردینی

67)     الحد الفاصل................................ رامهرمزی

68)     الحدائق الناضرة1,18,22..........محقق بحرانی

69)     الحق المبین................................فیض کاشانی

70)     الخرائج و الجرائح1,2..................قطب راوندی

71)     الخلاف1,5..............................شیخ طوسی

72)     الدر المنثور1,2,4,5,6....................سیوطی

73)     الدرجات الرفیعة...........................ابن معصوم

74)     الدیباج علی مسلم1,4,5,6.............سیوطی

75)     الذریعة1...........................آقا بزرگ طهرانی

76)     الرسائل العشر...........................شیخ طوسی

77)     الرواشح السماوية......................محقق داماد

78)     الروضه فی المعجزات و الفضائل..........نامعلوم

79)     السقیفة امّ الفتن...........................دکتر خلیلی

80)     السقیفة و فدک63..........................جوهری

81)     السقیفة........................شیخ محمدرضا مظفر

82)     السنة.............................عمرو ابن ابی عاصم

83)     السیّدة فاطمة الزهرا(س)..................البیومی

84)     السیر الکبیر1.................................. الشیبانی

85)     السیرة النبوية1,2,3,4........................ابن­کثیر

86)     السیرة النبی1,3,4...........................ابن­هشام

87)     الشرح­الکبیر1,6,8,12................. ابوالبرکات

88)     الشفا­بتعریف حقوق­المصطفی 1و2..قاضی­عیاض

89)     الصحیح­من­السيرة 3؛4؛5؛6؛7. سیدجعفرمرتضی

90)     الصراط­المستقیم3..........علی­ابن یونس عاملی

91)     الضعفاء العقیلی1................................العقیلی

92)     الطبقات الکبری1,2,3,6,8.............ابن­سعد

93)     الطرائف................................سید ابن طاووس

94)     العلل1,3................................احمد بن حنبل

95)     العهود المحمدیه..............................الشعرانی

96)     العوالم، الامام الحسین....................بحرانی

97)     الغارات1,2.........................................الثقفی

98)     الغدیر2,4,5,6,7,8,9,10,11.........علامه امینی

99)     الغیبة...........................................شیخ طوسی

100)  ألف حدیث فی مومن...........................نجفی

101)  الفایق فی غریب الحدیث2.............. زمخشری

102)  الفتن.........................................حماد مروزی

103)  الفوائد الرجالية2....................سید بحرالعلوم

104)  القاموس المحیط3.........................فیروزآبادی

105)  الکامل1,2,3,4,5...................عبدالله بن عدی

106)  الکفاية فی علم الرواية.............خطیب بغدادی

107)  الکلینی و الکافی................................غفاری

108)  الکنی و الالقاب1,3..............شیخ عباس قمی

109)  اللمع فی اسباب ورود الحدیث............سیوطی

110)  اللمعة البیضاء........................تبریزی انصاری

111)  المبسوط1,11,16,26......................سرخسی

112)  المجموع2,4,16,19,20.......................نووی

113)  المحبر.......................................حبیب بغدادی

114)  المحلّی2,4,5,7,9,10,11..................ابن­حزم

115)  المختصر المزنی..................................المزنی

116)  المزار...........................................شهید اول

117)  المسائل الصاغانیة...........................شیخ مفید

118)  المستدرک1,2,3,4................حاکم نیشابوری

119)  المسترشد.................................طبری(شیعی)

120)  المسح فی وضوء الرسول....................الآمدی

121)  المسند..............................................شافعی

122)  المصنف1,7,8...................................الکوفی

123)  المصنف10,11...............................الصنعانی

124)  المعجم الاوسط3,5,6,8...................طبرانی

125)  المعجم الصغیر1,2.............................طبرانی

126)  المعجم الکبیر 3,8,11,12,18,20,22,24...طبرانی

127)  المغنی1,6,7,12..............................ابن قدامه

128)  المفردات فی­الغرائب القرآن...................راغب

129)  المکاسب­المحرمه4..................شیخ انصاری

130)  المناظرات فی الامامة...............عبدالله الحسن

131)  المناقب............................................خوارزمی

132)  المنتقی من السنن المسنده............ابن جارود

133)  الموضوعات1,2..............................ابن جوزی

134)  الموطاء2............................................مالک

135)  الموفقیات..................................زبیر بن بکار

136)  المیزان  5,6,14,15,18,19......علامه طباطبایی

137)  الناسخ و المنسوخ6.........................ابن حزم

138)  النزاع و التخاصم.............................مقریزی

139)  النص و الاجتهاد................ سید شرف الدین

140)  النصایح الکافية.............................ابن عقیل

141)  النفی و الترغیب...............................طبسی

142)  النهاية فی غریب الحدیث1,3..............ابن­اثیر

143)  امالی المحاملی...............................المحاملی

144)  امان الأمة من الأختلاف..................... صافی

145)  انساب الاشراف1,5......................... بلاذری

146)  انوار البهیة............................ شیخ عباس قمی

147)  انوار العلویه.........................................نقدی

148)  انوار درخشان5....................حسینی همدانی

149)  اهل سنّت واقعي2................تیجانی سماوی

150)  بحارالانوار   2,3,5,16,17,27,28,30,31,32؛33,39,40,42,43,44,45,52,53,54,57,62,64, 67,74,75,82,97,98,100 ........علامه مجلسی

151)  بدائع الصنایع1.......................ابوبکر کاشانی

152)  بدایة المجتهد1.................................ابن رشد

153)  بر امام حسن و امام حسین صلوات الله عليهما چه گذشت؟ ...........................................................موسوی کاشانی

154)  بصائرالدرجات.............................الصفار

155)   بیست و سه سال.................علی دشتی

156)  تاج العروس2,3,5,8,10................زبیدی

157)  تاريخ الاسلام 9؛3.............................ذهبي

158)  تاریخ ابن خیاط1............................. العصفری

159)  تاریخ ابن­خلدون1,2,3,22............ابن­خلدون

160)  تاریخ ابن­معین، الدارمی1..........یحیی­بن معین

161)  تاریخ اسماء الثقات..................عمربن شاهین

162)  تاریخ المدینة3,4..........................النمیری

163)  تاریخ بغداد4,6,9,10,14......خطیب بغدادی

164)  تاریخ تمدن اسلام....................جرجی زیدان

165)  تاریخ خلفاء.....................................سیوطی

166)  تاریخ طبری1,2,3,4,5,6,8.................طبری

167)  تاریخ مدینة دمشق3,4,10,12,13,14,17,19, 21,22,26,27,31,33,36,40,42,43,44,53,54, 56,57,59,61,67...................................ابن عساکر

168)  تاریخ یعقوبی2................................یعقوبی

169)  تاوئل مختلف الحدیث......................ابن­قتیبه

170)  تحریر الاحکام1,2......................علامه حلی

171)  تحریرات اصول3........شهید مصطفی خمینی

172)  تحف العقول........................ابن شعبه حرانی

173)  تحفة الاحوذی 1,3,4,7,9,10 .......المبارکفوری

174)  تدوین القرآن.....................................کورانی

175)  تذکرة الحفاظ1,3.............................. ذهبی

176)  تذکرة الفقهاء1,2,9...................... علامه حلی

177)  تذکرة الموضوعات...............................الفتنی

178)  تذکرة خواص الأئمه.....................ابن جوزی

179)  ترجمة الامام الحسین...................ابن کثیر

180)  ترجمه امام حسن................... ابن عساکر

181)  تصحيح اعتقادات الاماميه...............شیخ مفید

182)  تفسیر ابن کثیر1,2,3,4......................ابن کثیر

183)  تفسیر ابو حمزه ثمالی..............ابو حمزه ثمالی

184)  تفسیر اصفی1...........................فیض کاشانی

185)  تفسیر الثعالبی........................................ثعالبی

186)  تفسیر العیاشی2................................العیاشی

187)  تفسیر القرآن...................................الصنعانی

188)  تفسیر القرآن­الکریم1.......شهید مصطفی خمینی

189)  تفسیر جلالین.......................سیوطی، المحلی

190)  تفسیر صافی2...........................فیض کاشانی

191)  تفسیر فرات کوفی.......................فرات کوفی

192)  تفسیر قرطبی 1,6,7,9,10,14,16...........قرطبی

193)  تفسیر قمی2...................علی بن ابراهیم قمی

194)  تفسیر کبیر8.................................. فخر رازی

195)  تفسیر کشاف...................................زمخشری

196)  تفسیر کمبریج...................................نامعلوم

197)  تفسیر نمونه27.....................جمعی از علماء

198)  تفسیرموضوعی قرآن­مجید8........جوادی آملی

199)  تقویة الایمان..................................ابن عقیل

200)  تمام المنة..........................................الألبانی

201)  تنقیح الفهوم العالیه........................... السقاف

202)  تهذيب الكمال1,2,6,17,27,31........ المزی

203)  تهذیب التهذیب 8...........................ابن حجر

204)  جامع البیان5,17,18,19,26,30............طبری

205)  جامع المقاصد1............................محقق کرکی

206)  جانشینی حضرت محمد.....ویلفرد مادلونگ

207)  جزء أشیب..............................أشیب بغدادی

208)  جوامع الجامع4.................................طبرسی

209)  جواهر الفقه5......................قاضی ابن براج

210)  جواهر الکلام13........................شیخ جواهری

211)  جواهرالمطالب في­مناقب الامام­علیu2..ابن­دمشقی

212)  چهل حدیث..............................امام خمینی

213)  حاشیة رد المختار3,5..................ابن عابدین

214)  حبل المتین..............................بهائی عاملی

215)  حدیقة الشیعه.........................مقدس اردبیلی

216)  حقوق آل البیت عليهم السلام.......الحاج عاملی

217)  حواریات فقهیة.................محمد سعید حکیم

218)  حیاة الامام الحسینu1,2........شریف قرشی

219)  حیاة امیرالمومنین عن­لسانه2..... محمدیان

220)  حیوة الحیوان.................................. الدمیری

221)  خاتمه مستدرک الوسائل3.........میرزای نوری

222)  خاستگاه خلافت....... عبدالفتاح عبدالمقصود

223)  خصال.........................................شیخ صدوق

224)  خلاصة عبقات الانوار3................حامد نقوی

225)  خلق افعال العباد...................................بخاری

226)  خیمه عفاف..........................................کریمی

227)  در آسمان معرفت...................حسن زاده آملی

228)  دُر المنضود1...........................ابن طی فقعانی

229)  دراسات فی­الحدیث والمحدثین......معروف­حسینی

230)  درر الاخبار..................................حجازی

231)  دروس فی اصول فقه الاماميه............. فضلی

232)  دست­های ناپیدا.............خاطرات مستر همفر

233)  دعائم الاسلام1.........................نعمان مغربی

234)  دفع شبه التشبیه لابن الجوزی.............السقاف

235)  دلائل الامامه............................. طبری(شیعی)

236)  دلائل التوحید...................................الهروی

237)  دلائل النبوة37...............................أصبهانی

238)  ذخائر العقبی.............................عبدالله طبری

239)  ذکر اخبار اصبهان1...................حافظ اصبهانی

240)  ذوب النضار...............................ابن نما الحلی

241)  رسائل الکرکی3..........................محقق کرکی

242)  رسائل.........................................سید مرتصی

243)  روضةالواعظین........................فتال نیشابوری

244)  ریاض الصالحین.................................نووی

245)  ریاض النضرة1............................محب طبری

246)  زاد المسیر6,7................................ابن جوزی

247)  زادالمعاد2...........................شیخ عباس قمی

248)  سبل السلام1,3,4..............................ابن حجر

249)  سبل­الهدی والرشاد 2,3,8,9,10,11,12...... ................................................صالحی­الشامی

250)  سعد السعود........................سید ابن طاووس

251)  سقیفه........................................علامه عسگری

252)  سماء المقال فی علم الرجال1.............کلباسی

253)  سنن ابن ماجه1,2..........محمد بن یزید قزوینی

254)  سنن ابی داود1,2...............ابی­داود سیستانی

255)  سنن الدارقطنی1........................... الدارقطنی

256)  سنن ترمذی1,3,4,5.......................الترمذی

257)  سنن دارمی1,2................................الدارمی

258)  سنن کبری(نسائی)1,3,4,5,6..............نسائی

259)  سنن نسائی1,2,3,4,7.........................نسائی

260)  سنن­کبری(بیهقی).1,2,3,5,6,7,8,9,10 .......بیهقی

261)  سوالات حمزه...............................الدارقطنی

262)  سیر اعلام النبلاء.1,2,3,4,6,7,8,9,10,11...ذهبی

263)  شجرة طوبی.....................................حائری

264)  شذرات الذهب1..........................فلاح حنبلی

265)  شرح اصول کافی1,3,5..............مازندرانی

266)  شرح الاخبار1,2.......................نعمان مغربی

267)  شرح الاسماء الحسني 1,2...ملاهادی سبزواری

268)  شرح زیارة الجامعة...............................الشبر

269)  شرح مسلم1,3,6,10,13,14,15,16,17,18.. .................................................................نووی

270)  شرح معانی الآثار1,4..............محمدبن سلمة

271)  شرح نهج البلاغة 13,15,16,17,19,20.1,2,3,4,5,6,7,9,11,12......................ابن ابی الحدید

272)  شواهد التنزیل1,2..................حاکم حسکانی

273)  شیخ المضیرة، ابوهریرة.....شیخ محمود ابو ریة

274)  صبح­الاعشی1.................................قلقشندی

275)  صحیح ابن­حبان1,4,6,8,10,11,13,14, 15,16.......................................................ابن­حبان

276)  صحیح ابن­خزیمة1,2,4...............ابن خزیمه

277)  صحیح بخاری1,2,3,4,5,6,7,8...........بخاری

278)  صحیح مسلم1,2,3,5,6,7,8.................مسلم

279)  صحیفة الحسین.............................قیومی

280)  صحیفة المهدی.............................قیومی

281)  صحیفة همام­بن منیه..........................ابن منیه

282)  صراط النجاة2.....................................تبریزی

283)  صفات الشیعة...............................شیخ صدوق

284)  صله تاریخ الطبری.............................قرطبی

285)  ضعیف السند الترمذی........................الألبانی

286)  طبقات المحدثین بأصبهان4.....................حبان

287)  طرق حدیث الائمة الانثی عشر...........آل نوح

288)  عبدالله بن سبا1.......................علامه عسکری

289)  عدة الداعی...............................ابن فهد حلی

290)  عرفان مثبت، عرفان منفی..................شادروان

291)  عصر ظهور.......................................کورانی

292)  عقدالفرید4,5...............................ابن عبد ربه

293)  علل الدارقطنی11...........................الدارقطنی

294)  علل الشرایع1............................شیخ صدوق

295)  عمدة التحقیق..................................العبیدی

296)  عمدة الطالب....................................ابن عنبة

297)  عمربن الخطاب........................احمد البکری

298)  عوالی اللئالی4...................................احسائی

299)  عون­المعبود1,2,3,4,11,12,13.....عظیم­آبادی

300)  عیون اخبار الرضا 1,2..........شیخ صدوق

301)  عیون الاثر1............................ابن سید الناس

302)  غررالفوائد المجموعة...........................قرشی

303)  غریب الحدیث2...............................ابن قتیبة

304)  فاطمه دختر محمد صلوات الله عليهما.............شهیدی

305)  فتح القدیر4,5..................................شوکانی

306)  فتح المعین....................................فانی هندی

307)  فتح­الباری1,2,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13. ..........................................................ابن­حجر

308)  فدک فی التاریخ.................... محمدباقر صدر

309)  فرهنگ فارسی عمید.............................عمید

310)  فرهنگ فرق اسلامی..................دکتر مشکور

311)  فروغ ابدیت1.....................................سبحانی

312)  فضائل الصحابة...........................احمد حنبل

313)  فضائل سیدة النساء...................عمر بن شاهین

314)  فضل آل البیتعليهم السلام......................المقریزی

315)  فقه الرضا.................................ابن بابویه

316)  فقه السنة1,2,3..............................سید سابق

317)  فقه الصادق11...................................روحانی

318)  فهرست ابن ندیم.....................ابن­ندیم بغدادی

319)  فیض­القدیر شرح­جامع­الصغیر.1,2,3,4..المناوی

320)  قصص الأنبیاء2..................................ابن کثیر

321)  کافی1,2.............................................کلینی

322)  کتاب الدعاء......................................طبرانی

323)  کتاب المجروحین1........................ابن حبان

324)  کتاب سلیم بن قیس................سلیم ابن قیس

325)  کشاف القناع1,5................................البهوتی

326)  کشف الحثیث....................................الحلبی

327)  کشف الحجب و الاستار..............اعجاز حسین

328)  کشف الخفاء1,2.............................العجلونی

329)  کشف الغمة2,3..................................الأربلی

330)  کشف القناع6......................................البهوتی

331)  کشف الیقین................................علامه حلی

332)  کلمات الامام الحسین....................شریفی

333)  کلیات فی علم الرجال........................سبحانی

334)  کمال الدین.................................شیخ صدوق

335)  کنز العمال,1,2,3,5,6,9,10,11,12,13؛14,15,16......................................... متقی هندی

336)  کنی البخاری........................................بخاری

337)  لباب النقول......................................سیوطی

338)  لسان العرب2,8,11,12.................ابن منظور

339)  لسان المیزان1,2,3,4,5...................ابن حجر

340)  لمحات....................................لطف الله صافی

341)  لهوف..................................سید بن طاووس

342)  لواعج الاشجان.....................سید محسن امین

343)  مثالب بنی امیه........................السائب الکلبی

344)  مثنوی معنوی1؛2.............................مولوی

345)  مثیر الاحزان................................ابن نما حلی

346)  مجمع البیان فی التفسیرالقرآن..........طیرسی

347)  مجمع البیان7......................................طبرسی

348)  مجمع الزوائد1,5,7,8,9,10................هیثمی

349)  مجمع النورین..................................... مرندی

350)  مجموعة الرسائل1,2.............. لطف الله صافی

351)  محاسن1............................................البرقی

352)  مختصر مجمع البیان3........................البیاضی

353)  مخزن العرفان4...................بانو امین اصفهانی

354)  مدینة المعاجز3,4,7.............................بحرانی

355)  مروج الذهب3................................مسعودی

356)  مستدرک سفینة­البحار1,3,6,8,10..... نمازی

357)  مستدرک­الوسائل1,6,8,11,14,17..... نوری

358)  مسند ابن المبارک.............عبدالله بن المبارک

359)  مسند ابن­راهویه1,2,3,5...............ابن­راهویه

360)  مسند ابی­حنیفه.........................ابونعیم اصبهانی

361)  مسند ابی­یعلی5,6,8,12........ابویعلی موصلی

362)  مسند احمد1,2,3,4,5,6............احمد حنبل

363)  مسند الامام الرضا 1...................عطاردی

364)  مسند الشامیین2,3,4..........................طبرانی

365)  مسند حمیدی1,2........................... حمیدی

366)  مسند طیالسی1,9............................طیالسی

367)  مشکاة الانوار..............................علی طبرسی

368)  مصباح الفقاهة1,5..............................خوئی

369)  مصباح المتهجد..........................شیخ طوسی

370)  معالم المدرستین1,2,3............علامه عسکری

371)  معانی الاخبار.............................شیخ صدوق

372)  معجم احادیث الامام مهدی 3؛4.......کورانی

373)  معجم البلدان 1,2,4,5................یاقوت حموی

374)  معجم ما استعجم1,3..................بکری اندلسی

375)  مغنی اللبیب1...................................انصاری

376)  مفاتیح الجنان......................شیخ عباس قمی

377)  مقاتل الطالبین.......................ابوالفرج اصفهانی

378)  مقتل الحسین............................ابو مخنف

379)  مقتنیات الدرر12....................حائری طهرانی

380)  مقدمه فتح الباری............................ابن حجر

381)  مقدمه­ای بر فقه شیعه.........................مدرسی

382)  مکاتیب الرسول1,2,3............احمدی میانجی

383)  مکارم الاخلاق.................................طبرسی

384)  من لایحضر الفقیه1,2,3..................ابن بابویه

385)  من هدی القرآن18............................مدرسی

386)  منازل الآخرة.......................شیخ عباس قمی

387)  مناقب اهل بیت (عليهم السلام)................شیروانی

388)  منتخب مسند عبدبن حمید..........عبدبن حمید

389)  منتهی المطلب2...........................علامه حلی

390)  منزل الوحی.....................محمد حسین هیکل

391)  منهاج الفقاهة5...................................روحانی

392)  منهاج الکرامة..............................علامه حلی

393)  منیة المرید.......................................شهیدثانی

394)  موارد الضمآن.....................................هیثمی

395)  مواقف الشیعة2,5...................احمدی میانجی

396)  موسوعة التاریخ الاسلامی1,2.............یوسفی

397)  میزان الاعتدال1,2,3............................ذهبی

398)  میزان الحکمة1,2,3,4...................ری شهری

399)  ناسخ­الحدیث و منسوخه.........عمر بن شاهین

400)  نزهة الناظر و تنبیه الخاطر..............ابی فراس

401)  نصب الرایة1,2,4,5...............................زیعلی

402)  نقش ائمه در احیاء دین1,5,6,7,8,10 ,11,14........................................علامه عسکری

403)  نقش­عایشه دراسلام1,3..........علامه عسکری

404)  نهاية المرام1........................سید محمد عاملی

405)  نهج السعادة3,4,7,8.......................محمودی

406)  نور الثقلین2......................................الحویزی

407)  نورالعین فی مشهدالحسین............اسفراینی

408)  نیل الاوطار1,3,6,8...........................شوکانی

409)  هداية المسترشدین................ شیخ محمد تقی

410)  واقعة صفین.............................ابن مزاحم

411)  وسائل الشیعة.1,12,15,17,27...حر عاملی

412)  وصول الاخیار الی الاصول­الاخبار .............عبدالصمد عاملی ( پدر شیخ بهایی)

413)  وضوء النبی2...........................شهرستانی

414)  وفیات الائمة.....................از علماء بحرین

415)  ینابیع المودة لذوی القربی2........... قندوزی

 برای خرید این کتاب، به مرکز خرید کتاب برگردید.